عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
569
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
من اللّئيم ان اكرمته و من الحليم ان احرجته : بترس از جوانمرد بگاهى كه او را خوار دارى و از ناكس اگر او را گرامى دارى و از شخص بردبار اگر به روى گرفت و گير كنى ( و انسان در جامعه بايد هر كس را بجاى خود بشناسد ) . 54 كن على حذر من الأحمق اذا صاحبته و من الفاسق اذا عاشرته و من الظّالم اذا عاملته : از ابله بترس بگاهى كه رفيقش گردى و از فاسق و بدكار گاهى كه با وى در آميزى و از شخص ستمكار هنگامى كه با وى داد و ستد نمائى 55 كن كالنّحلة اذا اكلت اكلت طيّبا ، و اذا وضعت وضعت طيّبا ، و ان وقعت على عود لم تكسرّه : همچون زنبور عسل باش وقتى كه مى خورد چيز پاكيزه مى خورد و وقتى كه مى نهد ( عسل شيرين و مصفّا و ) پاكيزه مى نهد و وقتى كه بر چوبى مى نشيند آن را نمى شكند ( بابى انت و امّى يا امير المؤمنين ما احلى كلامك و ما اطيب فاك الفاظت همه چون درّ خوشاب رنگين و در دل جايگزين و معانيت همه چون شهد ناب شيرين است ) . 56 كن مطيعا للهّ سبحانه و بذكره انسا و تمثّل فى حال تولّيك عنه اقباله عليك يدعوك الى عفوه و يتغمّدك بفضله : خداوند بزرگ را فرمان بردار و با يادش مأنوس باش بهنگامى كه روى از او گرداندن خواهى روى آوردن او را بر خودت مجسّم ساز و بنگر كه چگونه او تو را بسوى عفو خويش مى خواند و با فضل و رحمتش ( گناهانت را ) مى پوشاند . 57 كن عالما بالحقّ عاملا به ينجيك اللّه سبحانه : حق را هم عالم باش هم عامل تا خداوند تبارك و تعالى تو را بواسطهء آن حق رستگارى دهد 58 كن امرا بالمعروف و عاملا به و لا تكن ممّن يأمر به و ينآء عنه فتبوء باثمه و تتعرّض لمقت ربهّ : هميشه مردم را بمعروف و نيكى امر كننده و خودت آن را بجاى آورنده باش نكند كه تو از كسانى باشى كه مردم را به نيكى وا دارنده و خودت از آن تن زننده و دور شونده باشى كه در اين صورت خود گرفتار گناه آن شده و مورد خشم پروردگارت قرار خواهى گرفت . 59 كونوا مع الدّنيا نزّاها و مع الأخرة ولّاها بر دنيا پاكيزگان ( و دامن افشانان ) و بر آخرت